close
تبلیغات در اینترنت
اصطلاحات در مورد خرید کردن در زبان انگلیسی-انگلیسی ها
صفحه اصلی نقشه سایت خوراک منابع
جستجو در انگلیسی ها

جستجو

موضوعات
آرشیو
نظرسنجی
دوست دارید سایت انگلیسی ها بیشتر چه مطالبی اموزش دهد؟






تبلیغات


اصطلاحات در مورد خرید کردن در زبان انگلیسی-انگلیسی ها

MiLaD
12:52
بازدید : 678

1- آن مغازه تمام اجناسش را با تخفیف می فروشد.

That shop is selling everything off at a discount.

 

2- بعد از ظهر بیا با هم بریم خرید...

Let’s go shopping together in the afternoon.

 

3- نظرت در مورد خرید آن لوستر چیه؟

How about buying that chandelier?

 

4- خیلی قشنگ است. اما ما قدرت خریدش رو نداریم.

It’s very nice, but we cannot afford it.

 

5- کت مورد نظرم رو تو ویترین اون مغازه دیدم.

I saw the jacket I wanted in the window of that shop.

 

6- این مغازه کی باز می شود؟ حدود 9 باز می شود...

What time does this shop open? It opens at 9.

 

7- پوشاک مردانه در کدام طبقه است؟

Which floor is man’s wear on?

 

8- می تونم کمکتون کنم؟ متشکرم، فقط دارم نگاه می کنم.

Can I help you? It’s all right, thank you. I am just browsing/ looking.

 

9- دنبال چرخ دستی می گردم.

I’m looking for a shopping trolley.

 

10- می شه بگید صندوق کجاست؟

Could you tell me where the cashier is?

 

11- جلوی صندوق یک صف طولانی است.

There is a long line at the checkout.

 

 12- نفر بعدی لطفا.

Who is next please?

 

13- من مشتری دائمی اینجا هستم...

I’m a regular customer here.

 

14- لطفا این رسید را پیش خودتان نگه داریم چون بدون آن اجناس تعویض نمی شود.

Please keep this receipt because goods cannot be exchanged without it.

 

15- تمامی اجناس ما ضمانت دارند.

Our goods are all under guarantee.

 

16- امروز مغازه ها زود می بندند.

Today is an early closing day.

 

17- ویترین مغازه خالی بود.

The shop window was bare.

 

18- مغازشون خوب در میاره.

Their shop is a nice earner.

 

19- برای رعایت سلامتی، لطفا رد این فروشگاه از کشیدن سیکار خودداری فرمایید.

In the interest of health, please do not smoke in this shop.

 

20- به علت فوت پدر، این مغازه تا اطلاع ثانوی تعطیل است...

Due to father’s death, this shop is closer until further notice.

 

21- خوب، من چقدر باید بدم؟

Well, how much should I pay?

 

22- سایر اصطلاحات:

برچسب قیمت: price tag

پس دادن: return

عوض کردن: exchange

امتحان کردن: try on

پرداختن: pay for

تخفیف: discount

قیمت حراجی: sale price

ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
انگلیسی ها انگلیسی ها
ورود به سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی