close
دانلود آهنگ جدید
داستان انگلیسی سطح متوسط(Ticket Please)-انگلیسی ها
صفحه اصلی نقشه سایت خوراک منابع
جستجو در انگلیسی ها

جستجو

موضوعات
آرشیو
نظرسنجی
دوست دارید سایت انگلیسی ها بیشتر چه مطالبی اموزش دهد؟






تبلیغات


داستان انگلیسی سطح متوسط(Ticket Please)-انگلیسی ها

MiLaD
11:22
بازدید : 841


Ticket Please

Three engineers and three accountants are traveling by train to a conference... At the station, the three accountants each buy tickets and watch as the three engineers buy only a single ticket. “How are three people going to travel on only one ticket?” asks an accountant... “Watch and you’ll see,” answers an engineer. They all board the train. The accountants take their respective seats but all Three engineers cram into a restroom and close the door behind them. Shortly after the train has departed, the conductor comes around collecting tickets. He knocks on the restroom door and says, “Ticket, please.” The door opens just a crack and a single arm emerges with a ticket in hand. The conductor takes it and moves on... The accountants see this and agree it is quite a clever idea. So after the conference, the accountants decide to copy the engineers on the return trip and save some money. When they get to the station, they buy a single ticket for the return trip.... To their astonishment, the engineers buy no tickets at all. “How are you going to travel without a ticket?” says one perplexed accountant. “Watch and you’ll see,” answers an engineer. When they board the train the three accountants cram into a restroom and the three engineers cram into another one nearby. The train departs. Shortly afterward, one of the engineers leaves his restroom and walks over to the restroom where the accountants are hiding. He knocks on the door and says, “Ticket please.”

بلیط لطفا!!!

سه مهندس و سه حسابدار برای شرکت در یک کنفرانس با قطار به سفر می روند... در ایستگاه، حسابدار ها می بینند که آن سه مهندس، فقط یک بلیت می خرند. یکی از حسابدار ها می پرسد: «چگونه شما سه نفر می خواهید بایک بلیت مسافرت کنید؟» یکی از مهندس ها پاسخ می دهد: «ببین و تماشا کن!» همگی سوار قطار می شوند. حسابدار ها در صندلی خودشان می نشینند، اما هر سه مهندس در یکی از دستشویی ها می روند و درب را پشت سرشان می بندد... اندکی پس از حرکت قطار، رئیس قطار در حال جمع آوری بلیت ها پیدایش می شود. او درب دستشویی را می زند و می گوید: «بلیت، لطفا.» درب فقط اندکی باز می شود و یک دست که بلیت را نگاه داشته از شکاف در خارج می شود. رئیس قطار بلیت را می گیرد و می رود... حسابدار ها این اتفاق را می بینند و قبول می کنند که ایده خیلی زیرکانه ای است... به همین خاطر بعد از کنفرانس، حسابدار ها تصمیم می گیرند که در مسیر برگشت از کار مهندس ها تقلید کنند و پول خود را صرفه جویی نمایند... آن ها وقتی به ایستگاه می رسند، فقط یک بلیت برای مسیر بازگشت می خرند. اما در کمال تعجب می بینند که مهندس ها اصلا بلیتی نمی خرند. یکی از حسابدار های بهت زده می گوید: «چگونه می خواهید بدون بلیت مسافرت کنید؟» یکی از مهندس ها پاسخ می دهد: «ببین و تماشا کن!» وقتی سوار قطار می شوند، سه حسابدار در یکی از دستشویی ها و سه مهندس در یکی دیگر از دستشویی های همان نزدیکی می روند. قطار حرکت می کند... اندکی بعد یکی از مهندس ها از دستشویی خارج می شود و به سمت دستشویی ای که حسابدار ها در آن پنهان شده بودند می رود. درب را می زند و می گوید: «بلیت لطفا.»

ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
انگلیسی ها انگلیسی ها
ورود به سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی